مؤلف مجهول

27

تاريخ سيستان

طخارستان . فارياب . بلخ . خلم . مرو الرّود . چغانيان . [ و ] آشجرد . ختلان [ 1 ] . بدخشان طالقان [ 2 ] . ابر شهر . بخارا . سمرقند . شاش . فرغانه . سر و شنه [ 3 ] . سغد . خجند . آمويه . خوارزم . كش . اسبيجاب [ 4 ] . فارياب . ترمذ . نسا . ابيورد . سرخس . مرو شاهجان . طوس . برسحان [ 5 ] . بلسم [ 6 ] . احرون [ 7 ] . نسف . اندر روزگار اسلام تا بدان وقت كه خوارج بيرون آمدند و دخل خراسان و سيستان از بغداد بريده گشت و آخر صلح افتاد بر خطبهء كه اندر شهرها همى كردند بقصبه - كه بسواد خوارج بودند - چنين بود ، و پس از آن هنوز آن دخل متّصل نگشت كه متغلَّبان برخاستند تا اكنون و باللَّه التّوفيق . و سبب ياد كردن كور [ 8 ] خراسان و مجموع آن اندرين فصل آن بود كه ما را غرض اندرين كتاب فضل شهر خويشست تا هر كه اين بخواند معلوم گردد او را كه سيستان

--> [ 1 ] ختلان بفتح اول و سكون ثانى ( ياقوت ) و ختلان بضم اول و فتح و تشديد ثانى هم ديده شده و در اشعار فارسى با سكون ثانى و فتح اول ضبط شده است و ختلى منسوب به آن است . [ 2 ] مكرر آمده و شايد يكى از آنها ( باميان ) باشد . [ 3 ] اصل : سروشته - اين ولايت را باختلاف سروشته - شروسنه - اسروشنه - اشروسنه نوشته‌اند و ياقوت ميگويد : اشروسنه بالضم ثم السكون و ضم الراء و واو ساكنه و سين مهمله مفتوحه و نون و هاء - و آورده ابو سعد رحمه الله بالسين المهمله و هذا الذى اوردته هاهنا هو الذى سمعته فى الفاظ اهل تلك - البلاد ( ج اول ص 256 ) . و بهر دو سه املا درستست جز املاى اصل . [ 4 ] اسفيجاب بالفتح ثم السكون و كسر الفاء . . . ( ياقوت ) و سپيجاب مخفف اسپيجاب هم ديده شده است . [ 5 ] كذا و شايد برسخان باشد ، برسخان بالفتح و ضم السين المهمله و خاء معجمه قرية من قرى بخارا على فرسخين ( معجم - ياقوت ) . [ 6 ، 7 ] اين دو موضع معلوم نشد و دومى شايد ( خرون ) باشد ، ياقوت گويد خرون بفتح خاء ناحيه ايست از خراسان كه مهلت آنجا مرد . و درين فهرست : سمنجان ، اندرابه ، خست ، باميان ، و لوالج ، روبستان ، سنام ، آمل ، غور يا غرشستان بر طبق فهرست بلاذرى ذكر نشده است . [ 8 ] كور بضم اول و فتح ثانى جمع كوره است كه معرّب خرّه و خوّره باشد و آن قسمتى بوده است از تقسيمات مملكت ايران و اعراب نيز مملكت ايران را مانند سابق بكوره هاى چند قسمت كرده بودند مانند ولايات كه در تقسيمات امروزه معمول است .